تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
يگانه را بندگى كنند . «
قالُوا : يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا ، أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ .
» [ ( 1 ) ] ( قوم ثمود به او گفتند : اى صالح ، تو پيش از آن كه دعوى نبوت كنى در ميان ما ، مايه اميدوارى ما بودى . اكنون مىخواهى ما را از پرستش خدايان پدران ما منع كنى ؟ ما به دعوى تو سخت بدگمان و بىعقيده خواهيم بود . ) خداوند به قوم ثمود عمرى دراز بخشيده بود چنان كه اگر يكى از ايشان خانه‌اى از خشت و گل مىساخت ، آن خانه ويران مىشد و او هنوز زنده بود . چون چنين ديدند در كوه‌هاى سنگى خانه‌هاى خوشنمائى تراشيدند . قوم ثمود ، همچنين ، در زندگانى خويش از گشايش و فراوانى بسيار برخوردار بودند . با اين حال ، صالح همچنان ايشان را به پرستش خداى يگانه فرا مىخواند و از او پيروى نمىكردند مگر گروهى اندك كه پى در پى از تعدادشان كاسته مىشد . اين قوم عيدى داشتند كه براى برگزارى آن با بت‌هاى خويش از شهر بيرون مىرفتند . وقتى صالح در فرا خواندن به خداپرستى و بر حذر داشتن و ترساندن ايشان از گناه اصرار ورزيد به كنجكاوى درباره او پرداختند و گفتند : « اى صالح ، با ما از شهر بيرون بيا و در جشن ما شركت
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود ، آيه 62
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 293 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت