«
فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ . . .
» [ ( 1 ) ]
( شبى را به صبح رساندند در حالى كه از آنان جز خانههاى ايشان چيز ديگرى ديده نمىشد . )
پيش از آن هر بادى كه برمىخاست اندازه معينى داشت مگر در اين روز كه همه گنجوران و گنجينههاى قوم عاد را از ميان برد .
اين سخن خداى بزرگ است كه مىفرمايد .
«
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ . . .
» [ ( 2 ) ]
( قوم عاد به بادى تند و سركش به هلاك رسيدند . )
صرصر عاتيه بادى بود كه درختان بزرگ را از ريشه برمىكند و خانه را بر سر هر كس كه در آن به سر مىبرد ويران مىساخت .
اما قوم ثمود فرزندان جاثر بن ارم بن سام بودند . و در حجر ، ميان شام و حجاز ، خانه داشتند .
جمعيت ايشان ، پس از قوم عاد ، فزونى يافته و كار كفر و تباهى ايشان بالا گرفته بود .
از اين رو خداوند ، صالح بن عبيد بن اسف بن ماشج بن عبيد بن جادر بن ثمود را به پيامبرى و رهبرى ايشان برانگيخت .
( همچنين گفته شده است : اسف بن كماشج بن اروم بن ثمود ) خداوند صالح را به سوى قوم ثمود فرستاد تا ايشان را به پرستش خداى بزرگ فرا خواند و از آنان بخواهد كه تنها خداى
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيه 25 ، سوره 46
[ ( 2 ) ] - سوره الحاقه ، آيه ششم .