تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بود . سبب اين جنگ هم آن بود كه نور الدين محمد - صاحب حصن كيفا و نقاط ديگرى از دياربكر - با دختر قزل‌ارسلان ازدواج كرده و او را مدتى پيش خود نگه داشته بود . بعد به عشق زنى مطربه و آواز خوان دچار شده و او را به عقد خويش درآورده بود . اين زن مطربه بر شهرها و خزائن او تسلط يافته بود و حكم مىراند . نور الدين نيز دل در او بسته و از دختر قزل‌ارسلان كناره گرفته و او را به كلى از ياد برده بود . پدر دختر ، يعنى قلج ارسلان ، وقتى اين خبر را شنيد بر آن شد كه به نور الدين حمله برد و شهرهاى خود را از او بگيرد . نور الدين كسى را پيش صلاح الدين فرستاد و به دو پناهنده شد و ازو درخواست كرد كه دست قلج ارسلان را از سر او كوتاه گرداند . صلاح الدين نيز رسولى را به نزد قلج ارسلان گسيل داشت و درين باره پيامى براى او فرستاد . پاسخى كه قلج ارسلان داد ، چنين بود : « من ، هنگامى كه نور الدين با دخترم ازدواج كرد ، چند قلعه را كه در نزديكى شهرهاى او قرار داشت ، به او دادم . اكنون از من برگشته و كارش به جائى رسيده كه خود از آن آگاه هستى . بنابر اين مىخواهم آنچه را كه از من گرفته ، به من باز گرداند . » درين باره پيك و پيام‌هائى ميان آن دو - يعنى صلاح الدين و قلج‌ارسلان - رد و بدل گرديد . ولى به نتيجه‌اى نرسيد و آن حال استقرارى نيافت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت