او نيز به دنبال برادر خويش رفت كه در ميان گله گاو و گوسفند خود بود . و او را كشت .
اين دو برادر ، كسانى هستند كه خداوند داستان سرگذشت ايشان را در قرآن آورده و فرموده :
« و بخوان بر آنها به حقيقت و راستى ، حكايت دو پسر آدم ، هابيل و قابيل ، را كه قربانى كردند . اين قربانى ، از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد . » [ ( 1 ) ] تا آخر داستان .
گفته شده است : قابيل ، همين كه برادر خود ، هابيل ، را كشت ، سرآسيمه شد و نمىدانست كه چگونه جسد او را مدفون سازد . و اين از آن رو بود كه هابيل ، به گمان برخى ، نخستين فرزند آدم به شمار مىرفت كه كشته شد .
آنگاه خداوند كلاغى را برانگيخت كه زمين را به چنگال خود گود كند و به قابيل نشان دهد كه چگونه پيكر مرده برادر را زير خاك پنهان سازد . قابيل با خود گفت : اى واى بر من ! آيا من از آن زبونترم كه مانند اين كلاغ باشم تا جسد برادر را زير خاك پنهان كنم ؟ پس ( برادر را به خاك سپرد ) و از اين كار پشيمان شد . [ ( 2 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - آيهء 27 از سورهء مائده :
«ماوَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ.
[ ( 2 - ) ] آيهء 21 از سورهء مائده :مافَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ ، قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي ، فَأَصْبَحَ مِنَبقيه ذيل در صفحه بعد