تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
من او را چنان نگه مىدارم كه وقتى برگردى خوشحال شوى . » آدم نيز روانه شد و پس از رفتن او پيشامدى روى داد كه ما به ذكرش خواهيم پرداخت . درين باره است كه خداى بزرگ فرمود : « ما امانتى را به آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها پيشنهاد كرديم ولى همه از پذيرفتنش خوددارى كردند و انديشناك شدند تا انسان آن را پذيرفت كه بسيار ستمكار و نادان بود . » [ ( 1 ) ] هنگامى كه آدم به قابيل و هابيل گفت كه هر يك با خواهر ديگرى زناشوئى كند ، هابيل پذيرفت و بدين كار رضا داد ولى قابيل نپذيرفت زيرا خواهر هابيل را دوست نداشت و از دادن خواهر خود به هابيل دريغ مىكرد . اين بود كه گفت : « من و خواهرم در بهشت زاده شده‌ايم ولى هابيل و خواهرش در روى زمين به جهان آمده‌اند . از اين جهة ، من شايسته‌ترم كه با خواهر خود زناشوئى كنم نه با خواهر هابيل . برخى از اهل علم نيز گفته‌اند : خواهر قابيل زيباترين مردم بود . از اين رو قابيل رشگ برد و او را به برادر خود نداد چون او را براى خود مىخواست . همچنين گفته‌اند كه قابيل و خواهرش در بهشت زاده نشده و در روى زمين زاده شده بودند . خدا حقيقت را بهتر مىداند . بارى ، آدم به قابيل گفت : « اى پسر من ، خواهر تو به تو روا نيست . »
هامش
[ ( 1 ) ] - آيهء 77 سورهء احزاب :ماإِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا