جواب داد : « نمىخواستم بعد از سرور خود زنده بمانم . »
امير ابو العباس كه اين سخن به گوشش رسيد او را بنواخت .
و وقتى به خلافت رسيد او را شرابدار خود ساخت و به لقب الملك الرحيم عز الدين ملقب نمود و در نيكى نسبت به وى و ترقى دادن وى مبالغه كرد .
بدين گونه امور دولت به تمامى در تحت حكم و نفوذ نجاح در آمد . و همهء اميران و وزيران و ساير بزرگان عراق به دو خدمت مىكردند .
به عقيدهء من اگر جنگها و آشتىها ، از كار افتادن و روى كار آمدن دولتها ، عزل و نصبها و ساير وقايع تاريخى به اختصار بازگو شود ، خوانندگانى نخواهد يافت مگر در ميان محققان و استادانى كه به مناسبت رشته تحقيقى خود ، يا شغل خود ، از مراجعه بدان ناگزيرند . اما اگر ضمن بيان هر واقعهاى تمام علل و عوامل مربوط به آن نيز ذكر گردد ، آن وقت است كه تاريخ براى همه مردم كتابى شيرين و خواندنى خواهد شد مانند همين تاريخ « كامل » كه ابن اثير نوشته و روحش شاد باد كه يادگار نيكوئى از خود بر جاى نهاده است .
براى شناسائى ابن اثير و آگاهى بيشتر درباره تاريخ « الكامل » به ترجمهء پيشگفتارى كه بر متن عربى آن نگاشته شده و مقدمهاى كه خود ابن اثير بر اين تاريخ نوشته ، رجوع فرمائيد .
ابو القاسم حالت 4 ر 11 ر 1356
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٣