اگر در رسيدن به اين هدف كاملا موفق نشده باشد مىتوان گفت كه تا حد زيادى توفيق يافته است .
او مىخواسته هر واقعهاى را با تفصيل كامل شرح دهد و هيچ نكتهاى را فرونگذارد . به همين جهة هر چه را كه پيش از آن واقعه يا بعد از آن رخ داده ، همه را بازگو كرده ، حتى پيشامدهائى را كه شگفتانگيزند و همانند داستان به نظر مىآيند .
اين را هم فراموش نكنيم كه گاهى شاخ و برگهائى كه در اطراف يك واقعه روئيده به مراتب جالبتر از خود واقعه است .
مثلا ذكر اين كه : « خليفه عباسى در فلان سال عز الدين نجاح را به فلان منصب گماشت . » ، خبرى است كه گمان نمىكنم براى هيچ خوانندهاى لطفى داشته باشد . و شايد فقط به كار كسى بيايد كه ضمن تحقيق دربارهء موضوعى به دانستن آن احتياج پيدا مىكند .
اما ابن اثير براى اين كه همه را به خواندنش علاقمند سازد ، آن را جزء رويدادهاى سال 569 بدين گونه شرح مىدهد :
درين سال ، امير ابو العباس احمد بن خليفه - يعنى پسر خليفه عباسى المستضيء بامر اللّه ، كه پس از پدر به خلافت رسيد - از گنبد بلند عمارت « التاج » ، كه اقامتگاه خليفه بود ، به زمين افتاد .
او با غلامى بود به نام نجاح ، اين غلام نيز خود را پس از او بر زمين انداخت .
اتفاقا ، هم پسر خليفه و هم نجاح ، هر دو صدمهاى نديدند و سالم ماندند .
از نجاح پرسيدند : « چرا خود را از بالاى گنبد به زمين پرتاب كردى ؟ »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٢