بدين ترتيب آنچه برداشته بود ، سالم بدر برد . و بعدها دارائى او آشكار گرديد .
در ظرف يك ساعت ، از آنچه قطب الدين قايماز داشت ، هيچ باقى نماند .
امير قطب الدين در حالى كه ساير اميران با وى بودند به حله رفت . خليفه عباسى ، صدر الدين شيخ الشيوخ را به نزد او فرستاد .
صدر الدين آنقدر پيش او ماند و فريبش داد تا او از حله رفت و از راه بيابان روانه موصل شد .
در بيابان ، او و همراهانش دچار تشنگى سختى شدند و سرانجام بيشترشان از بسيارى گرما و تشنگى به هلاك رسيدند .
قطب الدين پيش از رسيدن به موصل درگذشت . نعش او را به حومهء باب العمادى بردند و به خاك سپردند .
ابن اثير مورخ يا شهرزاد قصه گو
از آنچه گذشت شايد خواننده چنين تصور كند كه نويسنده تاريخ « كامل » تنها به حوادث شگفتانگيز و قصه مانند علاقه داشته و نام « شهرزاد قصه گو » براى او شايستهتر است تا نام « ابن اثير مورخ » .
ولى اينطور نيست و او سعى داشته كه همه مطالب ، حتى جزئىترين نكات مربوط به يك رويداد تاريخى كه هر كدام در يك تاريخ معتبر نقل شده ، همه را يك جا در تاريخ خود گرد آورد و كارى كند كه تاريخ او جامع مطالب جميع تواريخ باشد . و ديگر ، مىكوشيده است كه آنچه خوبان همه دارند او تنها داشته باشد .