تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
بدين گونه خدا دروغ بودن سخنان منجمان را آشكار ساخت و آنان را شرمنده كرد . » اين همان طوفانى است كه انورى هم آن را پيشگوئى كرد و چون پيشگوئى او درست در نيامد مورد تحقير و تمسخر واقع شد . و فريد كاتب درين باره دو بيت زير را ساخت :
گفت انورى كه از اثر بادهاى سخت * ويران شود عمارت و كاخ سكندرى در روز حكم او نوزيده است هيچ باد * يا مرسل الرياح ، تو دانى و انورى

رويدادهاى شگفت‌انگيز

درين تاريخ به بسيارى از رويدادها بر مىخوريم كه اعجاب آور است و ما را دچار شگفتى مىسازد . مانند شرحى كه تحت عنوان « گريختن قطب الدين قايماز از بغداد » ( به سال 570 ) آمده است و در اين جا به اختصار نقل مىشود : وقتى خليفه عباسى - المستضيء باللّه - از دست امير قطب الدين قايماز به ستوه آمد و ستيزه‌جوئى او را ديد ، به گفته ابن اثير : بر بام كاخ رفت و در برابر تودهء مردم نمايان شد و به يكى از خادمان خود فرمان داد تا مردم را به يارى طلبد . او نيز فرياد كشيد و از مردم يارى خواست و به ايشان گفت : « دارائى قطب الدين مال شما و خون او مال ما . » مردم كه اين سخن شنيدند ، همه به سوى خانهء قطب الدين روانه شدند تا آن را يغما كنند . قطب الدين قايماز به سبب تنگى راه‌ها و چيرگى تودهء مردم نمىتوانست در جاى خود پايدار بماند . و چون گروه انبوهى در خانه‌اش را گرفته بودند ، ناچار از درى كه در عقب حياط باز مىشد