مىشود كه خداوند عهده دار حفظ و نگهبانى آنها بلطف و كرم خود بوده تا ثابت شود كه حجت خدا بر مردم و سفير از جانب اويند و ركن دين و حافظ شرع هستند . اين مطلبى است كه براى اهل انديشه و دقت پوشيده نيست .
دليل ديگر : از دلائلى كه شاهد امامت ائمه عليهم السّلام است اين است كه همه مردم متفق بر شخصيت و عدالت و مقام و طهارت آنهايند . بدون ترديد اين شناخت براى گروه زيادى از معتقدين امامت در زمان خودشان بوده و اعتقاد بعصمت آنها داشتهاند و تصريح بامامت ايشان از طرف معصوم كردهاند و گواهى باجراى معجزه در دست ايشان ميدادند . اين گروه پيوسته همراه ائمه و ملازم ايشان بودهاند و از آنها احكام و علوم زيادى نقل كردهاند . زكات مال و خمس را بايشان ميرساندند كسى كه منكر اين خصوصيات باشد منكر يك واقعيت و حقيقت شده ، و بايد بتاريخ زندگى ائمه ناوارد باشد .
و هر كسى اهل تحقيق و دقت باشد كاملا اطلاع دارد كه هشام بن حكم و ابا بصير و زرارة بن اعين و حمران و بكير و پسران اعين و محمّد بن نعمان كه اهل سنت او را شيطان طاق لقب دادهاند و بريد بن معاوية عجلى و ابان بن تغلب و محمّد بن مسلم ثقفى و معاوية بن عمار دهنى و ديگران كه تعداد آنها جمعيّت كثيرى را تشكيل ميدهند از اهالى عراق و حجاز و خراسان و فارس در زمان حضرت صادق عليه السّلام از سران شيعه در علم حديث و روايت و كلام بشمار ميرفتند كتابها نوشته و مسائلى را جمع كردهاند و روايات زيادى نقل نمودهاند و روايات زيادى را كه مورد اعتمادشان بوده به حضرت صادق عليه السّلام و پدرش حضرت باقر نسبت دادهاند هر كدام از اينها داراى پيروان و شاگردانى بودهاند كه در مسائل خصوصى از ايشان تبعيت ميكردهاند و اين شخصيتهاى برجسته هر سال يك بار يا بيشتر يا كمتر از عراق بحجاز مىآمدند و در مراجعت از طرف امام نقل قول ميكردند و استدلالهاى خود را به آن جناب نسبت ميدادند در زمان حضرت رضا و موسى بن جعفر عليه السّلام نيز حال به همين وضع بود . همين طور تا زمان درگذشت
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 279
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٩