تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
دليل ديگر : از چيزهائى كه دلالت بر امامت ائمه عليهم السّلام مىكند و اينكه آنها بهترين خلق خدا پس از پيامبر اكرمند صلّى اللَّه عليه و آله اين است كه مىبينيم خداوند دل دوستان را چنان مجذوب نموده احترام بمقام ايشان ميگذارند و به تمام دلها خدا بذر محبت و عظمت و مقام و شخصيت آنها پاشيده با اختلاف عقايد و مذاهب كه بين افراد هست هر كسى بتاريخ وارد باشد و تحقيق در اين مطالب نموده باشد برايش آشكارا محقق است : كسانى كه بر ائمه ما چيره شدند و بر مقام خلافت و جانشينى پيامبر تكيه زدند هيچ كدام در عظمت و مقام همطراز با آنها نبودند و هم هيچ كدام منكر فضل و مقام آنها نشدند با اينكه بعضى از ايشان چنان سعى در مبارزه و دشمنى با آنها بواسطه هدف‌هاى خود داشتند كه شگفت انگيز بود . مگر نديدى آن چند نفر كه قبل از امير المؤمنين بر مسند خلافت تكيه زدند چگونه او را مقدم ميداشتند و احترام به دو فرزندش حسن و حسين ميكردند در همان زمان فرمانروائى خود همچنين پيمان‌شكنان ( طلحه و زبير ) با اينكه مخالفت كردند منكر فضل و مقام مولا نبودند و نه از اعتراف بمقام و شخصيت او امتناع ميورزيدند و هرگز به او نسبت ناشايست ندادند . همين طور معاويه با تمام دشمنى كه داشت و پيوسته از دشمنى و عداوت دست بر نميداشت منكر تمام حقوق علي نبود و شخصيت دينى و عظمت مذهبى او را انكار نمىكرد ، او پيروى كرد از طلحه و زبير كه مدعى انتقام خون عثمان بودند و به همين قانع بود كه او را به همان فرماندارى شام باقى بگذارند كه قبلا از طرف خلفا به او واگذار شده بود دست از دشمنى بر ميداشت و اطاعت ميكرد و نميتوانست مخالفت كند به جهت فضيلت و شرافت و انتساب به پيامبر و علم و زهد كه بعلى عليه السّلام اختصاص داشت و هرگز منكر اين موفقيت‌هاى على عليه السّلام نبود و نه ادعاى برابرى و يا حتّى مشابهت و همطرازى با مولا عليه السّلام كرد . در مقابل گروهى از قبيل حسن بن على عليه السّلام و ابن عباس و سعد بن مالك
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 281 | العلامة المجلسي / موسى خسروى