نديده است كه براى تعلم و آموزش پيش يكى از دانشمندان آنها رفته باشد دليل ديگر اينكه علم و دانشى كه از ائمه عليهم السّلام بيادگار براى ما مانده از ديگرى سابقه اطلاع در آن نرسيده ميدانيم تمام اينها از جانب آنها منتشر شده و ائمه از مردم بىنياز بودهاند .
و بيقين ميدانيم كه از همه مردم بيشتر اطلاع داشتهاند و تمام دانشمندان در درجه ، از آنها پائينترند . از تمام اين مطالب ثابت مىشود كه علوم آنها از پيامبر اكرم است و آن جناب فقط بايشان تعليم نموده تا شاهدى بر امامت آنها باشد و مردم احتياج بايشان داشته باشند و آنها از مردم بىنياز باشند .
پناه امت در دين باشند و گنجينه احكام و دستورات ، اين امتياز مانند همان امتيازى است كه خداوند به شخص پيغمبر داده كه او را مطلع از احوال امتهاى پيش كرده و به او كتابهاى پيشينيان را آموخته با اينكه خودش درس نخوانده و پيش هيچ يك از دانشمندان زمان خود نرفته اين مطالب خود در اثبات مدعى كافي است .
با اينكه عقلا ثابت شده كه اعلم افضل براى رهبرى و امامت از مفضول و پائينتر شايستهتر است خداوند اين مطلب را در اين آيه فرموده
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
« 1 » و اين آيه ديگر
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 2 » و در داستان طالوت به همين مطلب اشاره نموده كه ميگويد
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
« 3 » برترى علمى و شجاعت دليل بر تقدم رهبرى است و شايستگى اين مقام .
وقتى ثابت شد كه امامان ما عليهم السّلام داناترين امت هستند لازم مىآيد كه آنها ائمه مسلمين جهان باشند و فرمانروائى و رهبرى ، شايسته ايشان باشد به همان دليل كه گفتيم .
هامش
( 1 ) يونس : 35
( 2 ) زمر : 9
( 3 ) بقره : 247 .