تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
توضيح : رسوم بدان جهت گفته‌اند كه سرعت نفوذ داشت شايد صحيح رسوب باشد كه در محل ضربت جا ميگرفت و مخذم بواسطه قطع كردن ناميده شد چون خذم قطع است . بصائر : عبد الاعلى بن اعين گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : سلاح پيامبر اكرم در اختيار من است و كسى را ياراى ستيز با من نيست در اين مورد سلاح چيزى است كه جاى حرف در او نيست اگر نزد بدترين خلق خدا باشد او بهترين آنها خواهد بود ( يعنى او را معصيت و عيب و ضررى نميرسد ) . سپس فرمود امامت به كسى ميرسد كه در باره او زبانها بسته شود ( و نتوانند عيبجوئى كنند و مطيع او باشند ) هر وقت خدا بخواهد قيام خواهد كرد مردم از تعجب ميگويند اين چه شخصيتى بوده و خداوند دست لطف او را بر سر دوستان و رعيت قرار ميدهد ( كه به آنها لطف و مهربانى كند ) . بصائر : سليمان بن جعفر گفت نامه‌اى به حضرت رضا عليه السّلام نوشتم و پرسيدم آيا سلاح پيامبر اكرم در خدمت شما است به خط خود كه من آن را ميشناختم جوابداد : آرى نزد من است . بصائر : ابو بصير گفت حضرت صادق عليه السّلام فرمود : پيامبر اكرم از وسائل زندگى ما شمشير و زره و نيزه و فرشى با قاطر شهباء تمام آنها به ارث بعلى بن ابى طالب عليه السّلام رسيد . بصائر : حذاء گفت حضرت باقر فرمود به من يا ابا عبيده هر كس شمشير پيامبر و زره و پرچم بنام مغلبه و مصحف فاطمه عليها السّلام در نزد او باشد چشمش روشن است . عيسى بن عبد اللَّه از پدر خود از جدش از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرد كه جبرئيل خدمت پيامبر اكرم رسيد و گفت اى محمّد در يمن بتى هست از سنگ كه داخل آهنى است بفرست آن را بياورند . فرمود پيامبر اكرم مرا فرستاد به يمن من آن آهن را آوردم آن را دادم