و بوى خوشى دارد و اين همان است كه بر ابراهيم نازل شد و شروع كرد بدور زدن اطراف خانه در حالى كه او پايهها را مينهاد .
گفتم : آيا آن سكينه از همين نوع آيه
فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ
است ؟ فرمود : آن سكينه در صندوق بود و در آن طشتى قرار داشت كه در طشت قلوب انبياء شستشو ميشد و صندوق دور ميزد در ميان بنى اسرائيل با انبياء آنها . امام عليه السّلام در اين موقع توجه بجانب ما كرده فرمود : صندوق شما چيست گفتيم سلاح فرمود : درست گفتيد همان سلاح صندوق و بجاى تابوت بنى اسرائيل است .
بصائر : سليمان بن هارون گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم عجلىها معتقدند كه عبد اللَّه بن حسن مدعى است شمشير پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد اوست فرمود :
به خدا قسم دروغ ميگويد در نزد او نيست هرگز با يك چشم خود هم آن را نديده و نه پدرش مگر اينكه در نزد على بن الحسين عليه السّلام ديده باشد صاحب شمشير معين است و شمشير در اختيار اوست به اين طرف و آن طرف نرود مطلب واضح است .
به خدا قسم اگر اهل زمين اجتماع كنند بر اينكه مقام امامت را از محلى كه خدا قرار داده تغيير دهند نميتوانند اگر تمام مردم كافر شوند بطورى كه يك نفر باقى نماند خداوند براى معتقدين بامامت گروهى را مىآورد كه شايسته آن هستند .
بصائر : ظريف بن ناصح گفت : در آن شبى كه محمّد بن عبد اللَّه بن حسن قيام كرد حضرت صادق عليه السّلام كيسهاى را خواست وقتى آوردند آن را گشود و دست دراز كرد چيزى از آن برداشت از مطلبى در داخل آن ناراحت شد و خشم گرفت بعد سعيده را خواست و او را با سخنان خود توبيخ كرد حمزة بن عبد اللَّه بن محمّد عرضكرد آقا آنچنان خشمگين شدى كه سابقه نداشت فرمود :
ميدانى اين چيست اين پرچم پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است بنام عقاب .
سپس كيسهاى بيرون آورد و بدست گرفت فرمود : در اين كيسه دويست