دينار است كه حضرت على بن الحسين آن را گذاشته از پول فروش باغ معروف بعموران براى همين پيش آمدى كه ديشب در مدينه اتفاق افتاد ( در روايت ديگرى ميفرمايد از اين جريان كسى نجات مييابد كه سه ميل با مدينه فاصله داشته باشد ) .
آن پول را برداشت و رفت از همان پول صرف در باغى كرد در مدينه بنام طيبه در خبر ديگرى كه چند صفحه بعد ذكر مىشود مينويسد :
بعد كيسه كوچكترى بيرون آورد فرمود : اين پول را نيز گذاشته براى پيش آمدى كه در مدينه خواهد شد كسى نجات مىيابد كه يك ميل از مدينه فاصله داشته باشد براى همين جريان عريض را خريد .
بصائر : عبد اللَّه بن سليمان گفت از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود :
سلاح در ميان ما خانواده مانند تابوت در بنى اسرائيل است بهر جا كه آن صندوق بود فرمانروائى همان جا بود هر كجا سلاح پيامبر باشد علم هم همان جا است .
اين خبر با دو طريق ديگر تكرار مىشود .
بصائر : حمران بن اعين از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود پس از درگذشت پيامبر اكرم على عليه السّلام وارث علم و سلاح آن جناب شد و آنچه آنجا بود سپس بدست امام حسن عليه السّلام و امام حسين رسيد بعد بعلى بن الحسين عليه السّلام رسيد .
در خبر ديگرى است كه پس از امام حسن و امام حسين بامانت بام سلمه دادند و بعد در اختيار حضرت زين العابدين قرار گرفت .
بصائر : يحيى بن ابى العلاء از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود :
پدرم زره پيامبر بنام ذات الفضول را پوشيد آن را روى زمين كشيد ( كنايه از نامناسب بودن باقامت شايد باشد ) .
بصائر : حمران از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه صحبت از كيسانيها شد و اعتقادى كه در باره محمّد بن حنفيه دارند فرمود مگر نميگويند سلاح پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 147
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٧