من الراوى » « 1 »
بلكه مانند روايت احول و آنچه در ذيل آن روايت آمد يعنى ساختمان خانهها ، ظهور دارد در اينكه منظور اعطا كردن قيمت خانهها به آنچه در خانه از قيمت رقبهى زمين آن خانهها به زن است ، يعنى قيمت خانهها به اين عنوان كه خانهاند نه به عنوان اينكه آجراند ؛ سائر روايات بر آن حمل مىشود پس آن چه در تقريرات سيد بروجردى يعنى اينكه اين روايت استفاده و استنباط سيد مرتضى را بعيد مىنمايد ؛ چرا كه ايشان ميان ارث نبردن از عقار و ارث بردن از قيمت ساختمان و درخت و . . . تقابل ايجاد كرد پس چنانچه زن از قيمت به طور مطلق ارث ببرد معنىاى براى تقابل باقى نمىماند كه بتوان بر آن توافق نمود ؛ زيرا در ذيل روايت به تحقيق بناء به خانهها تفسير شده ، يعنى زن مستحق قيمت خانهها به اين عنوان كه خانهاند مىشود و خانهها خود شامل قيمت زمين به طور ضمنى هستند و ظاهر روايت اين است كه تفسيرى از خود راوى است [ نه امام ] .
مناقشه بر دومين بخش از سومين قسمت اشكال سوم
* اولًا : اين حمل و گرفتن چنين نتيجهاى ، از عجيبترين روشهاى اجتهادى است كه فقيه معاصر - دامت بركاته - در اين بحث به كار بردهاند . حتى از بخش اول استدلالشان نيز عجيبتر است .
* ثانياً : تعجب بيشتر در مطلب ديگرى است كه ايشان در چند سطر گذشته گفته بودند و آن اينكه : « زمين مجرد و خالى از ساختمان ، قيمت ندارد » - يعنى عبارت « وان ذات الارضالمجردة الخالية من الاحياء والبناء لم تكن ذات قيمة » « 2 » ولى در اين سطر تصريح مىكنند كه « قيمت زمين داخل درقيمت
* ساختمان است » ؟ ! آن هم با اين عبارت كه : « قيمة الدور بما فيها قيمة رقبة ارضها » . « 3 »
* ثالثاً : از كدام قسمت از روايت احول چنين استفاده مىشود كه قيمت زمين
*
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : مجله فقه اهل بيت ، رسالة ميراث الزوجة من العقار ، آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى ، شماره 46 صفحهى 15
( 2 ) . ر . ك . به : همان ، شماره 46 صفحهى 11
( 3 ) . ر . ك . به : همان صفحهى 15 .