- ثانياً : بر فرض اگر اين امور در خارج واقع مىشدند و واقعيت خارجى داشتهاند ، بر امام ( ع ) لازم بود كه در مقام بيان ، به آن اشاره مىفرمودند .
سومين قسمت از اشكال سوم بعضالفقهاء
اين قسمت از اشكال ايشان از دو بخش ، تشكيل شده است .
اولين بخش از سومين قسمت اشكال سوم
ممكن است مقصود از تعبير به : « اعطاء زوجه از قيمت بناء و آجر و چوب و امثالهم » ، اين باشد كه : « در عرف ، بين عين و قيمت تفكيك قائل مىشوند » ؛ پس :
* وقتى گفته مىشود : زوجه از « اصل » ارث نمىبرد ، يعنى از « عين » زمين ارث نمىبرد .
و نيز :
* وقتى گفته مىشود : زوجه از « فرع » ارث مىبرد ، يعنى از « ماليت زمين » و « قيمت » آن ارث مىبرد ؛
بنابراين مراد از « اصل » و « فرع » در روايات ، نيز همين مطلب است .
به عبارت ايشان توجه فرماييد :
« فالتعبير باعطائها من قيمة البناء و الطوب و الخشب و نحو ذلك يمكن ان يكون المقصود منه عرفا التفكيك بين العين و المالية او الرقبة و المنفعة و ان الزوجة لا ترث من الاصل و لكن ترث من الفرع و يكون المراد بالاصل ، العين او الرقبة و المراد بالفرع المالية او المنفعة للارض و قد طبق عنوان الاصل و الفرع فى بعض هذه الروايات بهذا المعنى » « 1 »
پس تعبير به اينكه زن از قيمت ساختمان و آجر و چوب و مثل آن [ سهم ] داده مىشود ، شايد منظور آن عرفاً تفكيك ميان عين و ماليت يا رقبه و منفعت باشد و اينكه زوجه از
اصل ارث نمىبرد ولى از فرع ارث مىبرد ؛ و مراد از اصل ، عين و رقبه مىباشد و مراد از فرع ، ماليت و منفعت زمين مىباشد و به تحقيق عنوان اصل و فرع در بعضى روايات به همين معنا آمده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان ، شماره 46 صفحهى 11 .