دومين اشكال بر جريان مسئله انقلاب نسبت
عدهى كثيرى از فقهاء در رد مسئلهى انقلاب نسبت فرمودهاند : « كبرايمسئلهى انقلاب نسبت مخدوش است » .
« كفاية الاصول » مى فرمايد :
« أن النسبة إنما هى بملاحظة الظهورات » « 1 » تحقيقاً نسبت به ملاحظه ظهورات منحصر است .
يعنى هنگامى كه مىخواهند بگويند ، يك دليل با دليل ديگر چه نسبتى دارد ، مىگويند اين دليل در فلان معنا ظاهر است و دليل دوم ، در معنايى ديگر ظاهر است .
حال سؤال اين است كه : دليل بطلان انقلاب نسبت چيست ؟
جواب اين است كه : اگر عامى تخصيص بخورد ، آيا بعد از تخصيص ، « ظهورِ عام در عموم » يا « حجيّتِ عام در عموم » ، از بين مىرود ؟
در اينجا همهى علماء قائلاند كه ، مخصّص منفصل ، « حجيّت عام در عموم » ، را از بين مىبرد ؛ امّا بعد از تخصيص ، « ظهور عام در عموم » ، به قوّت خود باقى است ؛ به شهادت اينكه اگر در مخصّص ديگرى شكّ شود ، به « أصالة العموم » تمسّك مىگردد .
سومين اشكال بر جريان مسئلهى انقلاب نسبت
برخى از علماء همانند مرحوم سيّد بحر العلوم ( رحمه الله ) در كتاب « بلغة الفقيه » كبراى مسئلهى انقلاب نسبت را قبول دارنداما قائلاند در اين مقام جارى نمىشود ؛ حاصل كلام ايشان اين است كه مىگويند :
جريان انقلاب نسبت ، در مخصّص متصل قابل قبول است ، زيرا تمامى كلماتائمّه ( ع ) به منزله كلام واحد و در حكم مخصّص متصل است ؛ امّا اشكالى كه در ما
نحن فيه وجود دارد اين است كه : مخصّص متصلى وجود ندارد تا انقلاب نسبت را در آن جارى بدانيمو اجماع نيز كه دليل منفصل است نه متصل .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : كفايةالأصول ، محقق خراسانى ( رحمه الله ) ، صفحه 453 .