* بنابراين ، بوسيله روايات نافيهى مُخَصَّص ، روايات مورثه ، تخصيص و تقييد مىخورند .
در نهايت ، نتيجه چنين مىشود كه :
خلاصه اينكه :
به واسطه تفصيل فوق ، كه مشهور متأخّرين به آن قائلاند ، نسبت بين دليل اول يا روايات نافيه و دليل دوم يا روايات مثبته ، انقلاب پيدا كرده و به نسبت ديگرى تبديل مىشود ؛ لذا ديگر احتياجى به مقطوعهى ابن اذينه با آن همه اشكال دلالى و سندى نيست .
هشت اشكال بر جريان مسئلهيانقلاب نسبت
اشكالهاى مختلفى به جريان مسئلهى انقلاب نسبت از سوى فقهاء وارد شده است كه ذيلًا به هشتمورد از آنها اشاره مىنماييم .
اولين اشكال بر جريان مسئلهى انقلاب نسبت
* اولًا : از همان ابتداءو قبل از تخصيص ، نسبتِ بين دو طائفهاز روايات ، « عام و خاص مطلق » بوده است ؛ لذا اساساً در ما نحن فيه ، اصلًا انقلاب نسبتى بوجود نمىآيد ؛ زيرا :
* روايات مورثه كه مىگويند : « زوجه از جميع ماتركزوج ارث مىبرد » عام مطلقاند . و :
* روايات نافيه كه مىگويند : « زوجه از عقار ارث نمىبرد » خاص مطلقاند . از اين رو ديگر بين اين دو دسته از روايات نسبت « تباين » برقرار نخواهد بود ، تا نوبت به طرح مسئلهى انقلاب نسبت برسد ؛ البته بسيارى از بزرگانى كه در مسئلهى ارث زوجه وارد شدهاند از توجه به اين نكته ، غفلت ورزيدهاند .
* ثانياً : در مباحث گذشته بيان شد كه مرحوم شيخ طوسى ( رحمه الله ) در كتاب
* « الاستبصار » مىفرمايد :
*
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢٨