تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
* بنابراين ، بوسيله روايات نافيه‌ى مُخَصَّص ، روايات مورثه ، تخصيص و تقييد مىخورند . در نهايت ، نتيجه چنين مىشود كه : خلاصه اينكه : به واسطه تفصيل فوق ، كه مشهور متأخّرين به آن قائل‌اند ، نسبت بين دليل اول يا روايات نافيه و دليل دوم يا روايات مثبته ، انقلاب پيدا كرده و به نسبت ديگرى تبديل مىشود ؛ لذا ديگر احتياجى به مقطوعه‌ى ابن اذينه با آن همه اشكال دلالى و سندى نيست . هشت اشكال بر جريان مسئله‌يانقلاب نسبت اشكال‌هاى مختلفى به جريان مسئله‌ى انقلاب نسبت از سوى فقهاء وارد شده است كه ذيلًا به هشتمورد از آن‌ها اشاره مىنماييم . اولين اشكال بر جريان مسئله‌ى انقلاب نسبت * اولًا : از همان ابتداءو قبل از تخصيص ، نسبتِ بين دو طائفهاز روايات ، « عام و خاص مطلق » بوده است ؛ لذا اساساً در ما نحن فيه ، اصلًا انقلاب نسبتى بوجود نمىآيد ؛ زيرا : * روايات مورثه كه مىگويند : « زوجه از جميع ماتركزوج ارث مىبرد » عام مطلق‌اند . و : * روايات نافيه كه مىگويند : « زوجه از عقار ارث نمىبرد » خاص مطلق‌اند . از اين رو ديگر بين اين دو دسته از روايات نسبت « تباين » برقرار نخواهد بود ، تا نوبت به طرح مسئله‌ى انقلاب نسبت برسد ؛ البته بسيارى از بزرگانى كه در مسئله‌ى ارث زوجه وارد شده‌اند از توجه به اين نكته ، غفلت ورزيده‌اند . * ثانياً : در مباحث گذشته بيان شد كه مرحوم شيخ طوسى ( رحمه الله ) در كتاب * « الاستبصار » مىفرمايد : *