در موضوع ارث زوجه ابتداءدو طائفه روايت و دليل وجود دارد كه طائفه اول آنها نافى ارث زوجهاند و طائفه دوم مُثبِت ارث زوجهاند ؛
به عبارت ديگر :
* طائفهياول : همان روايات هفدهگانهاى هستند كه دلالت بر نفى ارث زوجه از عقار مىكنند ؛ كه از آن ، به روايات نافيه ، مانعه يا حرماننيز تعبير مىكنند ؛
* طائفهى دوّم : همان دو روايتى هستند كه دلالت بر اثبات ارث بردن زوجه از جميع ما ترك زوج مىكنند ؛ كه از آن ، به روايات مثبته يا مورثه نيز تعبير مىكنند .
بنابراين نسبت بين اين دو طائفه ، « تباين » و يا حداقل ، « عام و خاص من وجه » است ؛ به هر حال چه در صورت تباين و چه در صورت عموم و خصوص من وجه ، هر دو طائفه روايت ، با يكديگر در تعارضاند ؛ زيرا :
* روايات نافيه مىگويند : « زوجه ، چه ذات ولد باشد و چه نباشدارث نمىبرد ؛
و :
* روايات مورثه مىگويند : « زوجه از هر چيزى از ما ترك ( عقار و غير آن ) ارث مىبرد .
اما در اينجا دليل سوّمى نيز به نام « اجماع » وجود دارد ؛ چون اجماع ، بر اين قائم است كه : « مسلماً زوجه غير ذات ولداز ارث محروم است » .
لذا بعضى از فقهاءمىگويند : بايد بوسيله اين اجماع ، روايات نافيه را تخصيص زد و چنين نتيجه مىگيرندكه : « حرمان زوجه از عقار در صورتى است كه ذات ولد نباشد » .
در اين صورت ، نسبت بين روايات نافيه ، - بعد از تخصيص بوسيلهى اجماع - و روايات مثبته ، انقلاب پيدا مىكند ؛ يعنى :
* روايات نافيهاى كه بوسيله دليل سوم يا « اجماع » تخصيص خوردند ، خاص گرديده و مىگويند « زوجه غير ذات ولد ، از عقار ارث نمىبرد » .
و :
* روايات مثبته ، عام گرديده و مىگويند : « زوجه مطلقا ارث مىبرد » .
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢٧