« لان روايةَ ابنِ أبى يعفورٍ الدالّةَ على عموم الارث ظاهرة فىالتقيّة ؛ لانّها موافِقة لمذاهب جميعِ مَن خالَفَنا » . « 1 » به جهت اينكه روايت ابن ابى يعفور كه بر عموميّت ( شمول ) ارث دلالت دارد ، ظاهر در تقيّه است ؛ زيرا اين روايت با مذهب مخالفين سازگار است .
مناقشه بر توجيه اول
مسئلهى حمل بر تقيّه ، مؤونه و هزينهاى ندارد ، از اين رو بسيارى از فقهاء به آن قائل شدهاند .
ب : توجيه دوم
مرحوم شيخ طوسى ( رحمه الله ) در بيان توجيه دوم مىفرمايند :
براى حل تعارض ، بايد بين روايات هفدهگانه و صحيحهى ابن ابى يعفور به صورت « تخصيص » جمع نماييم و تا زمانى كه جمع بين روايات امكان پذير است ، ديگر نوبت به حمل بر تقيّه و مسائل ديگرى كه در باب تعارض اخبار آمده ، نمىرسد .
به عبارت ديگر :
بوسيلهى هفده روايتيكه مىگويند : « لَا تَرِثُ مِنَ الْعَقَارِ » مضمون موثقهى ابن ابى يعفور كه به صورت عام مىگويد : « تَرِثُهُ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ » را تخصيص بزنيم .
دو مناقشه بر توجيه دوم شيخ طوسى ( رحمه الله )
مناقشهى اول
اين مناقشه از سوى مرحوم شهيد ثانى ( رحمه الله ) مطرح شده ، كه حاصل آن چنين است :
در صحيحه ابن ابى يعفور جملهاى وجود دارد كه دال بر قبول سائل است بر اينكه : « زوجه از بعض ما ترك زوج محروم است » به همين جهت در سؤالش
از حضرت ( ع ) مىپرسد : « أو يكون بمنزلةِ المرأة لا ترِثُ من ذلك شيئاً ؟ »
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : رسائل ، شهيد ثانى ( رحمه الله ) ، ج 1 ، ص : 469 .