تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
در مورد « روح » در آيه 42 زمر مىخوانيم : اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها : « خداوند ارواح را به هنگام مرگ مىگيرد » . و در مورد « جسم » در آيه 33 قصص آمده است كه موسى مىگويد قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ « موسى گفت پروردگارا من يكى از آنها ( از فرعونيان ظالم ) را كشته‌ام مىترسم مرا به قتل برسانند » . ولى مناسب در اينجا اين است كه هر دو را شامل شود چرا كه شگفتيهاى قدرت خداوند هم در جسم است و هم در جان و اختصاص به يكى از اين دو ندارد جالب اينكه « نفس » در اينجا به صورت نكره ذكر شده ، كه مىتواند اشاره به عظمت و اهميت نفس آدمى باشد ، عظمتى ما فوق تصور و آميخته با ابهام كه آن را به صورت يك موجود ناشناخته معرفى مىكند ، همانگونه كه بعضى از بزرگترين دانشمندان امروز از انسان به همين عنوان تعبير كرده ، و انسان را « موجود ناشناخته » ناميده‌اند . در آيه بعد به يكى از مهمترين مسائل مربوط به آفرينش انسان پرداخته مىافزايد : « پس از تنظيم قوى و جسم و جان آدمى ، » فجور « و » تقوى « را به او الهام كرد » ( * ( فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها ) * ) . آرى هنگامى كه خلقتش تكميل شد ، و « هستى » او تحقق يافت ، خداوند « بايدها و نبايدها » را به او تعليم داد ، و به اين ترتيب وجودى شد از نظر آفرينش مجموعه اى از « گل بد بو » و « روح الهى » و از نظر تعليمات « آگاه بر فجور و تقوى » و در نتيجه وجودى است كه مىتواند در قوس صعودى برتر از فرشتگان گردد ، و از ملك پران شود ، و آنچه اندر وهم نايد آن شود ، و در قوس نزولى از حيوانات درنده نيز منحطتر گردد و به مرحله « بَلْ هُمْ أَضَلُّ » برسد و اين منوط به آن است كه با اراده و انتخابگرى خويش كدام مسير را برگزيند .