درهها گستردند ، و تدريجا زمينهاى مسطح و قابل استفاده براى زندگى انسان و كشت و زرع به وجود آمد .
بعضى از مفسران معتقدند كه در اين تعبير يك اشاره اجمالى به حركت زمين نيز وجود دارد ، چرا كه يكى از معانى « طحو » همان راندن است كه مىتواند اشاره به حركت انتقالى زمين به دور آفتاب ، و يا حتى حركت وضعى آن به دور خود ، و يا هر دو باشد .
سرانجام به « دهمين » و « يازدهمين » سوگند كه آخرين قسمها در اين سلسله است ، پرداخته مىفرمايد : « سوگند به نفس آدمى ، و آن كس كه آن را منظم و مرتب ساخت » ( * ( وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها ) * ) .
همان انسانى كه عصاره عالم خلقت ، و چكيده جهان ملك و ملكوت ، و گل سرسبد عالم آفرينش است :
اين خلقت بديع كه مملو از شگفتيها و اسرار است آن قدر اهميت دارد كه خداوند به خودش و خالق آن يك جا قسم ياد كرده ! .
در اينكه منظور از « نفس » در اينجا روح انسان است ، يا جسم و روح هر دو ؟ مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند .
اگر منظور روح باشد مراد از « سواها » ( از ماده تسويه ) همان تنظيم و تعديل قواى روحى انسان است ، از حواس ظاهر گرفته ، تا نيروى ادراك ، حافظه ، انتقال ، تخيل ، ابتكار ، عشق ، اراده و تصميم ، و مانند آن در مباحث « علم النفس » مطرح شده است .
و اگر منظور « روح » و « جسم » هر دو باشد تمام شگفتيهاى نظامات بدن و دستگاههاى مختلف آن را كه در علم « تشريح » و « فيزيولوژى » ( وظايف الاعضاء ) به طور گسترده مورد بحث گرفته شامل مىشود .
البته نفس به هر دو معنى در قرآن مجيد اطلاق شده است :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤