و در حقيقت مساله اصلى زندگى انسان نيز همين « تزكيه » است ، كه اگر باشد سعادتمند است و الا بدبخت و بينوا .
سپس به سراغ گروه مخالف رفته ، مىفرمايد : « نوميد و محروم گشت هر كس نفس خود را با معصيت و گناه آلوده ساخت » ( * ( وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ) * ) .
« خاب » از ماده « خيبة » به معنى نرسيدن به مطلوب و محروم شدن و زيانكار گشتن است ( 1 ) .
« دساها » از ماده « دس » در اصل به معنى داخل كردن چيزى توام با كراهت است ، چنان كه قرآن مجيد در باره عرب جاهلى و زنده به گور كردن دختران مىفرمايد : أَمْ يَدُسُّه فِي التُّرابِ : « آن را با كراهت و نفرت در خاك پنهان مىكند » ( نحل - 59 ) و « دسيسه » به كارهاى مخفيانه زيانبار گفته مىشود .
در تناسب اين معنى با آيه مورد بحث بيانات گوناگونى گفتهاند :
گاه گفته شده اين تعبير كنايه از فسق و گناه است ، چرا كه اهل تقوى و صلاح ، خود را آشكار مىسازند ، در حالى كه افراد آلوده و گنهكار خود را پنهان مىدارند ، چنان كه نقل شده است سخاوتمندان عرب خيمههاى خود را در نقاط مرتفع مىزدند ، و شبها آتش روشن مىكردند ، تا نيازمندان در طول شب و روز به سراغشان بروند ، و مورد محبت آنها واقع شوند ، ولى افراد بخيل و لئيم در زمينهاى پست خيمه برپا مىكردند تا كسى به سراغ آنان نيايد ! و گاه گفتهاند منظور اين است كه گنهكاران خود را در لابلاى صالحان پنهان مىكنند .
يا اينكه نفس خود يا هويت انسانى خويش را در معاصى و گناه پنهان مىدارند .
هامش
( 1 ) « مفردات » راغب و « قاموس اللغة » .