وَ هَدَيْناه النَّجْدَيْنِ : « ما انسان را به خير و شر هدايت كرديم » .
و به تعبير ديگر : خداوند آن چنان قدرت تشخيص و عقل و و جدان بيدار ، به او داده كه « فجور » و « تقوى » را از طريق « عقل » و « فطرت » در مىيابد .
و لذا بعضى از مفسران گفتهاند اين آيه در حقيقت اشاره به مساله « حسن و قبح عقلى » است كه خداوند توانايى درك آن را به انسانها داده است .
قابل توجه اينكه خداوند نعمتهاى فراوانى در اختيار بشر گذارده ، ولى از ميان تمام اين نعمتها در اينجا روى مساله الهام « فجور » و « تقوى » و درك حسن و قبح تكيه كرده ، چرا كه اين مساله سرنوشتسازترين مسائل زندگى بشر است .
و سرانجام بعد از تمام اين سوگندهاى مهم و پى در پى به نتيجه آنها پرداخته مىفرمايد : « سوگند به اينها كه هر كس نفس خويش را تزكيه كند رستگار است » ( * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) * ) .
« زكيها » از ماده « تزكية » در اصل - چنان كه راغب در مفردات آورده - به معنى نمو و رشد دادن است ، و زكات نيز در اصل به معنى نمو و رشد است ، و لذا در روايتى از على ع مىخوانيم :
المال تنقصه النفقة و العلم يزكوا على الانفاق .
مال با انفاق نقصان مىيابد ولى علم با انفاق نمو مىكند » ( 1 ) .
سپس اين واژه به معنى تطهير و پاك كردن نيز آمده ، شايد به اين مناسبت كه پاكسازى از آلودگيها سبب رشد و نمو است ، و در آيه مورد بحث هر دو معنى امكان دارد .
آرى رستگارى از آن كسى است كه نفس خويش را تربيت كند و رشد و نمو دهد ، و از آلودگى به خلق و خوى شيطانى و گناه و عصيان و كفر پاك سازد
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » « كلمات قصار » كلمه 147 .