و گريه و خوف و رجاء و شوق و ملالت و گرسنگى و سيرى ، خداوند برتر از اين است كه چيزى از او خارج شود .
و نيز برتر از آن است كه او متولد از شىء مادى و لطيف گردد . . . مانند خارج شدن موجوده زنده اى از موجود ديگر ، و گياه از زمين ، و آب از چشمه و ميوه از درختان ، و خارج شدن اشياء لطيف از منابعش ، مانند ديدن از چشم ، و شنيدن از گوش ، و استشمام از بينى ، و چشيدن از دهان ، و سخن از زبان ، و معرفت و تشخيص از دل ، و جرقه آتش از سنگ » ( 1 ) .
مطابق اين حديث تولد معنى گسترده اى دارد كه هر گونه خروج و نتيجه - گيرى چيزى از چيزى را شامل مىشود ، و اين در حقيقت معنى دوم آيه است و معنى اول و ظاهر آن همان بود كه در آغاز گفته شد ، بعلاوه معنى دوم با تحليل روى معنى اول كاملا قابل درك است ، زيرا اگر خداوند فرزند ندارد به دليل آن است كه از عوارض ماده بر كنار مىباشد . همين معنى در باره ساير عوارض ماده صادق است ( دقت كنيد ) .
و بالآخره در آخرين آيه اين سوره مطلب را در باره اوصاف خدا به مرحله كمال رسانده ، مىفرمايد : « و براى او هرگز احدى شبيه و مانند نبوده است » ( * ( وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ ) * ) ( 2 ) .
« كفو » در اصل به معنى همطراز در مقام و منزلت و قدر است ، و سپس به هر گونه شبيه و مانند اطلاق مىشده است .
مطابق اين آيه تمام عوارض مخلوقين ، و صفات موجودات ، و هر گونه
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 3 صفحه 224 .
( 2 ) « احد » اسم « كان » و « كفو » خبر آن است .