نقص و محدوديت ، از ذات پاك او منتفى است ، اين همان توحيد ذاتى و صفاتى است ، در مقابل توحيد عددى و نوعى كه در آغاز تفسير اين سوره به آن اشاره شد .
بنا بر اين او نه شبيهى در ذات دارد ، نه مانندى در صفات ، و نه مثلى در افعال ، و از هر نظر بى نظير و بى مانند است .
امير مؤمنان على ع در يكى از خطبههاى نهج البلاغه مىفرمايد : « لم يلد » فيكون مولودا ، « و لم يولد » فيصير محدودا . . . و لا « كفء » له فيكافئه ، و لا نظير له فيساويه
« او كسى را نزاد كه خود نيز مولود باشد ، و از كسى زاده نشد تا محدود گردد ، . . . مانندى ندارد تا با او همتا گردد ، و شبيهى براى او تصور نمىشود تا با او مساوى باشد » ( 1 ) .
و اين تفسير جالبى است كه عاليترين دقايق توحيد را بازگو مىكند ( سلام اللَّه عليك يا امير المؤمنين ) .
نكتهها :
1 - دلائل توحيد
توحيد ، يعنى يگانگى ذات خداوند و عدم وجود هر گونه همتا و شبيه براى او ، گذشته از دلائل نقلى و آيات قرآن مجيد ، با دلائل عقلى فراوان نيز قابل اثبات است كه در اينجا قسمتى از آن را به صورت فشرده مىآوريم :
1 - برهان صرف الوجود
و خلاصه اش اين است كه خداوند وجود مطلق است ، و هيچ قيد و شرط و حدى براى او نيست ، چنين وجودى مسلما نامحدود
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 186 .