تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
چه سؤالى است ؟ مگر نمىبينى فكر امير مؤمنان تا چه حد مشغول مساله جنگ است ؟ هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد ! امير مؤمنان ع فرمود : او را به حال خود بگذاريد ، زيرا آنچه را كه او مىخواهد همان چيزى است كه ما از اين گروه دشمن مىخواهيم « ( او از توحيد سؤال مىكند ، ما هم مخالفان خود را به توحيد كلمه دعوت مىكنيم ) . سپس فرمود : اى اعرابى ! اينكه مىگوئيم خدا « واحد » است چهار معنى مىتواند داشته باشد كه دو معنى آن در باره خدا صحيح نيست ، و دو معنى آن صحيح است . اما آن دو كه صحيح نيست : وحدت عددى است اين براى خدا جائز نمىباشد ( بگوئيم او يكى است و دو تا نيست ، زيرا مفهوم اين سخن آن است كه دومى براى او تصور مىشود ولى وجود ندارد ، در حالى كه مسلما براى ذات بى نهايت حق دومى تصور نمىشود ) چرا كه چيزى كه ثانى ندارد داخل در باب اعداد نمىشود ، آيا نمىبينى كه خداوند كسانى را كه گفتند : « إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ » ( خدا سومى از سه نفر است ) تكفير كرده ؟ ديگر از معانى واحد كه بر خدا روا نيست اين است كه به معنى واحد نوعى باشد ، مثل اينكه مىگوئيم فلان كس يكى از مردم است ، اين نيز بر خدا روا نيست ( چرا كه خدا نوع و جنسى ندارد ) مفهوم اين سخن تشبيه است و خدا از هر گونه شبيه و نظير برتر و بالاتر است . اما آن دو مفهومى كه در باره خدا صادق است نخست اينكه گفته شود خداوند واحد است يعنى در اشياء عالم شبيهى براى او نيست ، آرى پروردگار ما چنين است . ديگر اينكه گفته شود پروردگار ما احدى المعنى است يعنى ذات او تقسيمپذير نيست ، نه در خارج و نه در عقل ، و نه در وهم ، آرى خداوند بزرگ
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 436 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي