تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
من مانند صاحب ما است كه برايش توصيف نمودم ما از او استفاده كرده‌ايم خدا بهترين پاداش را به او عنايت كند پاداش او بر خدا است دقت كن اين نامه را قدرت و نيرو در اختيار خدا است . مختصر بصائر : ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه گفتم اين آيه را شما بهتر ميدانيد :
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً
. فرمود فرمانبردارى خدا و معرفت پيامبر و ولايت آنها حلال است حلال چيزى است كه آنها حلال بدانند . . . تا آخر خبر . رجال كشى : بشير دهان از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه حضرت صادق به ابو الخطاب نوشت شنيده‌ام تو عقيده دارى زنا مردى است شراب مردى و نماز مردى و روزه مردى است و فواحش مردى است آن طور كه تو ميگوئى نيست من ريشه و اصل حق هستم فروع و شاخه‌هاى آن فرمانبردارى از خداست دشمن ما نيز ريشه شر است و شاخه‌هايش كارهاى بد است . چگونه ميتوان فرمانبردارى كرد از كسى كه او را نميشناسي و از كجا شناخته مىشود كسي كه اطاعت از او نميشود . توضيح : يعنى معرفت خدا و اطاعت از او بدون ديگرى حاصل نمىشود همان طورى كه اطاعت نشده كسى كه عزت و جلال او را نشناسند كبريا و مجد و عظمت كسى كه اطاعت نشود شناخته نمىگردد . رجال كشى : حمادى سند به حضرت صادق مىرساند كه بايشان عرض شد روايت شده كه شراب و قمار و آنچه بنام بتها قربانى ميكردند و ازلام « 1 » مردانى هستند فرمود هرگز خدا با مردم طورى صحبت نمىكند كه
هامش
( 1 ) در جاهليت ده نفر جمع مىشدند و شترى را ميكشتند روى ده چوبه كه داخل يك كيسه بود قرعه كشى مىكردند چوب بنام الفذ يك سهم داشت التوام دو سهم رقيب سه سهم حلس چهار سهم نافس پنج سهم مسبل شش سهم معلى هفت سهم سه چوب ديگر سهمى نداشتند بنامهاى مختلف پس از قرعه كشى هر كس سهمى كه بنامش بوسيله چوب در آمده بود برميداشت قيمت و پول شتر را آن سه نفر مىدادند كه چوبهاى بدون سهم بنام آنها در آمده بود .