تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ . ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا
« 1 » پيامبر اكرم با شهادت يكنفر و قسم مدعى حكومت ميكرد و حق مسلمانى را از بين نميبرد و شهادت مؤمن را رد نميكرد وقتى شهادت يكنفر با قسم مدعى همراه ميشد بنفع او قضاوت مىنمود ولى عمل به اين قضاوت پيامبر نميكنند . اگر مردى مسلمان حقى بر كسى داشته باشد و جز يك شاهد نداشته باشد در صورتى كه شكايت بقاضيان جور بكند حقش را باطل ميكنند و طبق قضاوت پيغمبر رفتار نميكنند صحيح اينست كه حق يك مسلمان از ميان نرود و بدست او خداوند حق آن مرد مسلمان را خارج كند كه پاداش خواهد برد و احياى عدالت كرده و پيامبر همين طور عمل ميكرد . اما آنچه در آخر نامه خود ذكر نموده‌اى كه آنها خيال ميكنند خداوند همان پيامبر است و تو گفتار آنها را شبيه گفتار عيسويان در باره حضرت عيسى دانسته‌اى ميدانى كه سنت‌ها و امثال هميشه هست هر چه در گذشته بود در آينده نيز بوقوع خواهد آمد حتى اگر گوسفندى بريسمانى بسته شده بوده عين آن اتفاق خواهد افتاد بدان كه گروهى گمراه خواهند شد بواسطه گمراهى كسانى كه جلوتر از آنها گمراه شده‌اند . خواسته بودى اين مطلب را برايت توضيح بدهم كه منظور چيست . دقت كن
هامش
( 1 ) آن دو شاهد را بعد از نماز بشهادت مىطلبند و آنها قسم مىخورند كه ما در اين مورد استفاده مالى نداشتيم اگر چه خويشاوند باشد و كتمان شهادت خدا را نميكنم كه در نتيجه بر مىخيزند قسم به خدا مىخورند كه شهادت ما شايسته‌تر از آن دو است و ما تعدى نكرده‌ايم تا ستمكار باشيم اين بهتر است كه شهادت را بر وجهى بياورند يا بترسند كه سوگندهائى رد شود پس از سوگند آنها از خدا بترسيد و گوش كنيد .