است ، ولى بديهى است ميان اين شراب و آن شراب تفاوت از زمين تا آسمان است ! و يا به تعبير ديگر تفاوت از دنيا تا آخرت است ! .
به نظر مىرسد كه عرب دو نوع شراب با دو حالت مختلف داشته يكى به اصطلاح نشاط آور و محرك ، و ديگرى سست كننده و آرام بخش كه اولى را با « زنجبيل » مىآميخته ، و دومى را با « كافور » ، و از آنجا كه حقايق عالم آخرت در قالب الفاظ اين جهان نمىگنجد چاره اى جز اين نيست كه اين الفاظ با معانى گسترده تر و والاترى براى آن حقايق بزرگ استخدام شود .
گرچه در باره معنى « زنجبيل » تفسيرهاى مختلفى نقل شده ، ولى غالبا به همان ريشه معطر و خوشبويى كه در ادويه مخصوص غذا ، و نوشابهها به كار مىرود تفسير كردهاند .
سپس مىافزايد : « اين جامها از چشمه اى در بهشت پر مىشود كه سلسبيل ناميده مىشود » ( * ( عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا ) * ) ( 1 ) .
« سلسبيل » نوشيدنى بسيار لذيذى را مىگويند كه به راحتى در دهان و گلو جارى مىشود و كاملا گوارا است ، بسيارى معتقدند كه از ماده « سلاسه » به معنى « روانى » گرفته شده ، همانگونه كه به عبارات روان و جالب نيز « سليس » گفته مىشود .
بعضى ديگر گفتهاند از ماده « تسلسل » گرفته شده كه به معنى « حركت پى در پى » است در نتيجه روان بودن چيزى را تداعى مىكند ، بنا بر اين هر دو معنى به هم نزديك است ، و در هر صورت باء در آن اضافى مىباشد .
بعضى نيز معتقدند كه اين واژه اى است مركب از دو كلمه « سال » و « سبيل »
هامش
( 1 ) در محل اعراب « عينا » همان سخنى كه در چند آيه قبل گفتيم « عينا » جارى است ! و مناسب آن است كه از قبيل « منصوب به نزع خافض » باشد .