و مانندى در دنيا ندارد ، ولى خداوند آن را با نامى كه براى ما شناخته شده است نام مىبرد ، مثلا از شراب طهورى نام مىبرد كه با « زنجبيل » ممزوج است اين ماده معطرى بود كه عرب به آن علاقه داشت ( 1 ) .
در آيه بعد به توضيح قسمتى از چگونگى پذيرايى از اين ميهمانان بهشتى خدا وسائل پذيرايى آنها ، و پذيرايى كنندگان مىپردازد و مىفرمايد : « در گرداگرد آنها ظرفهايى از نقره و قدحهايى بلورين مىگردانند » ( * ( وَيُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا ) * ) .
« ظرفهاى بلورينى از نقره ! كه آن را به اندازه لازم آماده كردهاند » ( * ( قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً ) * ) .
در اين ظرفها انواع غذاهاى بهشتى ، و در آن قدحهاى بلورين انواع نوشيدنيهاى لذت بخش و نشاط آفرين ، به مقدارى كه مىخواهند و علاقه دارند موجود است ، و خدمتكاران بهشتى پيوسته گرد آنها دور مىزنند و به آنها عرضه مىكنند .
« آنية » جمع « اناء » به معنى هر گونه ظرف است ، و « اكواب » جمع « كوب » ( بر وزن خوب ) به معنى ظرف آب است كه دسته نداشته باشد كه گاه از آن تعبير به « قدح » مىشود .
« قوارير » جمع « قاروره » به معنى ظرف بلورين و شيشه اى است .
عجب اينكه مىفرمايد : ظرفهاى بلورين بهشتى از نقره ساخته شده ! در حالى كه در عالم دنيا چنين ظرفى مطلقا وجود ندارد ، و ظرفهاى بلورين را
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 411 .