و از آنجا كه نعمتهاى جهان ديگر به وصف نمىآيد هر قدر الفاظ گويا و رسا باشد ، در آيه بعد به صورت سربسته مىافزايد : « و هنگامى كه آنجا را مىنگرى نعمتها و ملك عظيمى را مىبينى » ! ( * ( وَإِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَمُلْكاً كَبِيراً ) * ) ( 1 ) .
براى « نعيم » و « ملك كبير » تفسيرهاى زيادى شده ، از جمله در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم « معنى آيه اين است كه ملكى است كه هرگز زائل نمىشود و فنا نمىپذيرد » ( 2 ) .
يا نعمتهاى بهشتى آن قدر گسترده است كه از نظر كثرت به وصف نمىآيد .
يا اينكه « ملك كبير » آن است كه فرشتگان به هنگام دخول بر بهشتيان اذن مىگيرند ، و با سلام به آنها تحيت مىگويند .
يا بهشتيان هر چه اراده كنند به آن دست مىيابند .
يا پائينترين فرد بهشتى قلمرو ملكش به اندازه است كه وقتى نگاه مىكند فاصله هزار سال راه را مىبيند ! يا به معنى ملك دائمى و ابدى و توام با تحقق تمام آرزوها است .
واژه « نعيم » كه در لغت به معنى « نعمتهاى فراوان » است ، و « ملك كبير » كه از عظمت و وسعت باغهاى بهشتيان خبر مىدهد مفهوم وسيع و گسترده اى
هامش
( 1 ) بعضى از مفسرين تصريح كردهاند به اينكه « ثم » در اينجا « ظرف مكان » است و « رايت » معنى فعل لازم دارد و معنى آيه چنين مىشود « اذا رميت ببصرك * ( ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَمُلْكاً كَبِيراً ) * » اين احتمال نيز وجود دارد كه « ثم » « اسم اشاره به دور » باشد و مفعول به « رايت » .
( 2 ) مجمع البيان جلد 10 صفحه 411 .