بعضى براى « ناظره » تفسير ديگرى ذكر كرده ، و گفتهاند : از ماده « انتظار » است ، يعنى مؤمنان در آن روز انتظارشان تنها از ذات پاك خدا است ، و حتى بر اعمال نيك خود نيز تكيه نمىكنند ، و پيوسته منتظر رحمت و نعمت اويند .
و اگر گفته شود اين انتظار آميخته با نوعى ناراحتى خواهد بود ، در حالى كه در آنجا براى مؤمنان ناراحتى وجود ندارد .
در پاسخ مىگويند : آن انتظارى آميخته با ناراحتى است كه اطمينانى به سرانجامش نباشد ، ولى با وجود اطمينان ، چنين انتظارى آميخته با آرامش است ( 1 ) .
جمع ميان معنى « نظر كردن » و « انتظار داشتن » نيز بعيد به نظر نمىرسد ، زيرا استعمال لفظ واحد در معانى متعدد جائز است ، اما اگر بنا شود يكى از اين دو معنى منظور باشد ترجيح با معنى اول است .
اين سخن را با حديث پر معنايى از پيغمبر اكرم ص پايان مىدهيم : فرمود :
اذا دخل اهل الجنة الجنة يقول اللَّه تعالى تريدون شيئا ازيدكم ؟
فيقولون ا لم تبيض وجوهنا ؟ ا لم تدخلنا الجنة و تنجينا من النار ؟
قال فيكشف اللَّه تعالى الحجاب فما اعطوا شيئا احب اليهم من النظر الى ربهم ! :
« هنگامى كه اهل بهشت وارد بهشت مىشوند خداوند مىفرمايد : چيز ديگرى مىخواهيد بر شما بيفزايم ؟
هامش
( 1 ) بعضى معتقدند « نظر » به معنى « انتظار » با « الى » متعدى نمىشود ، بلكه بدون حرف جر متعدى خواهد شد ، ولى شواهدى از اشعار عرب در دست است كه نشان مىدهد « نظر » به معنى « انتظار » نيز با « الى » متعدى مىشود ( به مجمع البيان جلد 10 صفحه 398 و تفسير قرطبى جلد 10 صفحه 6900 مراجعه شود )