تفسير : چهرههاى خندان و چهرههاى عبوس در صحنه قيامت
در اين آيات بار ديگر به ادامه بحثهاى مربوط به معاد باز مىگردد ، ويژگيهاى ديگرى را از قيامت ، و همچنين علل انكار معاد را بيان مىكند ، مىفرمايد : « چنان نيست كه دلائل معاد مخفى باشد و نتوانيد به حقانيت آن پى ببريد ، بلكه در حقيقت شما اين دنياى زود گذر را دوست داريد » ( * ( كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ ) * ) .
« و به همين دليل آخرت را رها مىكنيد » ( * ( وَتَذَرُونَ الآخِرَةَ ) * ) .
دليل اصلى انكار معاد شك در قدرت خداوند و جمعآورى « عظام رميم » و خاكهاى پراكنده نيست ، بلكه علاقه شديد شما به دنيا ، و شهوات و هوسهاى سركش سبب مىشود كه هر گونه مانع و رادعى را از سر راه خود بر داريد ، و از آنجا كه پذيرش معاد و امر و نهى الهى ، موانع و محدوديتهاى فراوانى بر سر اين راه ايجاد مىكند ، لذا به انكار اصل مطلب برمىخيزيد ، و آخرت را به كلى رها مىسازيد .
همانگونه كه قبلا نيز گفتيم يكى از علل مهم گرايش به ماديگرى و انكار مبدأ و معاد كسب آزادى بىقيد و شرط در برابر شهوات و لذات ، و هر گونه گناه ، مىباشد ، نه تنها در گذشته كه در دنياى امروز نيز اين معنى به صورت آشكارترى صادق است .
اين دو آيه در حقيقت تاكيدى است بر آنچه در آيات قبل گذشت كه مىفرمود : بَلْ يُرِيدُ الإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه - يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ ( 1 ) .
هامش
( 1 ) بعضى « كلا » را در آيات فوق اشاره به نفى تدبر آنها در قرآن مجيد دانستهاند ، ولى اين تفسير صحيح نيست ، زيرا همانگونه كه گفتيم در آيات مربوط به قرآن مخاطب پيامبر ( ص ) است و جنبه معترضه دارد ، اما آيات مورد بحث ادامه اى است بر آيات گذشته پيرامون قيامت .