يا اينكه قرارگاه نهايى از بهشت و دوزخ به فرمان او است .
يا اينكه استقرار براى محاكمه و حساب در پيشگاه او است .
ولى با توجه به آيه بعد تفسيرى را كه انتخاب كرديم از همه مناسبتر است .
بعضى معتقدند كه اين آيه از جمله آياتى است كه خط سير تكامل ابدى انسان را بيان مىكند ، و در زمره آياتى است كه مىگويد : وَإِلَيْه الْمَصِيرُ « بازگشت همه به سوى او است » ( تغابن : 3 › - و يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه : « اى انسان تو با سعى و زحمت به سوى پروردگارت پيش مىروى ، و او را ملاقات خواهى كرد » ( انشقاق : 6 › وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى : « و اينكه همه به سوى پروردگارت باز مىگردند » ( نجم : 42 › ( 1 ) .
به تعبير روشنتر انسانها رهروانى هستند كه از سر حد عدم حركت كرده و تا به اقليم وجود اينهمه راه را آمدهاند ، و در اين اقليم نيز رو به سوى وجود مطلق و هستى بىپايان خداوند در حركتند ، و هر گاه از مسير اصلى و صراط مستقيم منحرف نشوند اين حركت تكاملى تا ابد ادامه خواهد يافت و هر روز وارد مرحله تازه اى از قرب خدا مىشوند ، اما اگر از مسير خود منحرف شوند سقوط كرده و نابود خواهند شد .
سپس در ادامه همين سخن مىافزايد : در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه « مقدم » داشته يا « مؤخر » نموده است آگاه مىسازند « ( يُنَبَّؤُا الإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَأَخَّرَ ) .
در اينكه منظور از اين دو تعبير چيست ؟ تفسيرهاى زيادى ذكر شده است :
هامش
( 1 ) البته در تفسير اين آيات نظرات ديگرى نيز هست كه در ذيل آنها بيان كردهايم .