در آيه بعد مىافزايد : گرچه خداوند و فرشتگان او انسان را از تمام اعمالش آگاه مىكنند ، ولى نيازى به اين اعلام نيست ، « بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است » و خود و اعضايش در آن روز بزرگ شاهد و گواه او هستند ( بَلِ الإِنْسانُ عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ ) .
« هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد » ( وَلَوْ أَلْقى مَعاذِيرَه ) .
اين آيات در حقيقت همان چيزى را مىگويد كه در آيات ديگر قرآن در باره گواهى اعضاى انسان بر اعمال او آمده است ، مانند آيه 20 سوره فصلت كه مىگويد : شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ :
« گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه انجام مىدادند گواهى مىدهند » و آيه 65 يس كه مىفرمايد : وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ :
« دستهاى آنها با ما سخن مىگويند ، و پاهايشان به اعمالى كه انجام دادهاند گواهى مىدهند » ! بنا بر اين در آن دادگاه بزرگ قيامت بهترين گواه بر اعمال انسان ، خود اوست ، چرا كه او از همه بهتر از وضع خويشتن آگاه است ، هر چند خداوند براى اتمام حجت گواهان زياد ديگرى نيز براى او قرار داده است .
« بصيرة » هم معناى مصدرى دارد ( بينايى و آگاهى ) و هم معنى وصفى ( شخص آگاه ) و لذا بعضى آن را به معنى « حجت و دليل و برهان » كه آگاهى بخش است تفسير كردهاند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) بنا بر احتمال اول « تاء » آن مصدرى است ، و بنا بر احتمال دوم « تاء » تانيث است به خاطر اينكه انسان در اينجا به معنى « جوارح » يا به معنى « نفس » است كه تانيث مجازى دارد ، و بعضى نيز آن را « تاء مبالغه » مىدانند كه خبر از شدت آگاهى انسان بر خويشتن مىدهد .