جمع ميان اين معانى نيز ممكن است .
در حقيقت آيه اشاره به اين نكته نيز دارد كه رهبران الهى هنگامى مىتوانند نفوذ كلمه داشته باشند كه دامانشان از هر گونه آلودگى پاك باشد و تقوى و پرهيزكاريشان از هر نظر مسلم گردد ، و لذا به دنبال فرمان قيام و انذار ، فرمان پاكدامنى مىدهد .
در سومين دستور مىفرمايد : از پليديها و آنچه موجب عذاب الهى است بپرهيز « ( * ( وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ) * ) .
گسترش مفهوم رجز ( پليدى ) سبب شده است كه تفسيرهاى گوناگونى براى آن ذكر كنند .
گاه آن را به بتها ، و گاه به هر گونه معصيت ، و گاه به اخلاق زشت و ناپسند و گاه به حب دنيا كه سرآغاز هر خطيئه و گناه است ، و گاه به عذاب الهى كه نتيجه شرك و معصيت است و گاه به معنى هر چيزى كه انسان را از خدا غافل مىكند ، تفسير كردهاند .
نكته اصلى اين است كه « رجز » در اصل به معنى اضطراب و تزلزل است ( 1 ) و سپس به هر گونه گناه شرك ، بتپرستى ، وسوسههاى شيطانى ، اخلاق ذميمه و عذاب الهى كه مايه اضطراب انسان مىگردد و او را از مسير صحيح منحرف مىكند ، اطلاق شده است .
در حالى كه بعضى معنى اين لغت را « عذاب » مىدانند ، ( 2 ) و از آنجا كه شرك و گناه و اخلاق سوء و حب دنيا جلب عذاب الهى مىكند به آنها نيز « رجز »
هامش
( 1 ) « مفردات » راغب .
( 2 ) « الميزان » و « فى ظلال القرآن » ( ذيل آيات مورد بحث ) .