دارد كه فقط تنزيه از هر گونه عيب و نقص را شامل مىشود .
و به دنبال مساله توحيد دومين دستور را درباره پاكيزگى از آلودگيها داده ، مىافزايد « و لباست را پاك كن » ( * ( وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ ) * ) .
تعبير به « لباس » ممكن است كنايه از عمل انسان باشد چرا كه اعمال هر كس به منزله لباس او است ، و ظاهر او بيانگر باطن او است .
بعضى نيز گفتهاند منظور از لباس در اينجا قلب و روح و جان است ، يعنى قلبت را از هر گونه آلودگى پاك كن ، جايى كه بايد لباس تطهير شود صاحب لباس اولويت دارد .
بعضى نيز آن را به همان لباس ظاهر تفسير كردهاند چرا كه پاكيزگى لباس ظاهر از مهمترين نشانههاى شخصيت ، و تربيت و فرهنگ انسان است ، مخصوصا در عصر جاهليت كمتر از آلودگيها اجتناب مىنمودند و لباسهايى بسيار آلوده داشتند ، مخصوصا معمول بود ( همانگونه كه در ميان گرفتاران جاهليت عصر اخير نيز معمول است ) دامان لباس را بسيار بلند مىكردند ، به گونه اى كه روى زمين مىكشيد ، و آلوده مىشد ، و اينكه در بعضى از روايات از امام صادق ع نقل شده كه فرمود : معنى آيه اين است « ثيابك فقصر » ( لباست را كوتاه كن ) ( 1 ) نيز ناظر به همين معنى است .
بعضى نيز آن را به همسران تفسير كردهاند ، چرا كه قرآن مىگويد :
شما لباس همسران خود هستيد ، و آنها را نيز لباس شما ( چرا كه حفظ آبروى يكديگر مىكنيد ، و زينت يكديگريد هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ( بقره آيه 187 ) .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 385 .