مفهوم آيه كلى و گسترده است ، و هر گونه منت گذاردن بر خالق و خلق را شامل مىشود ، نه بر پروردگارت منت بگذار كه براى او جهاد و تلاش مىكنى ، چرا كه او بر تو منت گذارده كه اين مقام منيع را به تو ارزانى داشته است .
همچنين عبادت و اطاعت و اعمال صالحت را بسيار مشمر ، بلكه هميشه خود را در سرحد « قصور » و « تقصير » بدان ، و عبادت را يك نوع توفيق بزرگ الهى براى خودت بشمار .
به تعبير ديگر نبايد قيام و انذار تو ، و نشر توحيد و بيان عظمت پروردگار ، و تطهير ثياب ، و پرهيز از هر گونه گناه را مايه منت بر خداوند بشمرى ، يا آنها را بزرگ بدانى بلكه بايد اينها را هداياى گرانبهايى از سوى پروردگارت بدانى و به خاطر آن ممنون باشى ، و آن چنان در عشق و محبت او غرق شوى كه اين كارهاى مهم را بسيار ناچيز حساب كنى .
و نيز اگر خدمتى به خلق مىكنى چه در جهات معنوى باشد مانند تبليغ و هدايت و چه در جهات مادى مانند انفاق و بخشش ، هيچكدام را نبايد با منت يا انتظار جبران ، آن هم جبرانى فزونتر توأم نمايى چرا كه منت ، اعمال نيك را باطل و بىاثر مىكند يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى ( بقره : 264 › .
« لا تمنن » از ماده « منت » در اين گونه موارد به معنى سخن و گفتارى است كه بيانگر اهميت نعمتى است كه انسان به ديگرى داده است ، و از اينجا رابطه آن با مساله « استكثار » ( طلب فزونى ) روشن مىشود ، چرا كه اگر انسان خدمتش را ناچيز بشمرد انتظار پاداشى ندارد ، تا چه رسد به اينكه فزونى بطلبد ، و به اين ترتيب منت گذاردن هميشه سرچشمه « استكثار » است ، عملى كه ارزش نعمت را به كلى از بين مىبرد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٥