و اينكه در بعضى از روايات آمده است كه معنى آيه اين است لا تعط تلتمس اكثر منها « چيزى را به ديگرى عطا مكن كه انتظار بيشتر از آن را داشته باشى » ( 1 ) در حقيقت بيان يكى از شاخههاى مفهوم كلى آيه شريفه است .
همانگونه كه در حديث ديگرى آمده است كه امام صادق ع در تفسير اين آيه فرمود : لا تستكثر ما عملت من خير للَّه « كار نيكى را كه براى خدا انجام مىدهى هرگز زياد مشمر » ( 2 ) اين هم شاخه ديگرى از آن مفهوم كلى است .
در آيه بعد به آخرين دستور در اين زمينه اشاره كرده ، مىگويد : « و به خاطر پروردگارت صبر و شكيبايى پيشه كن » ( * ( وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ) * ) .
باز در اينجا با مفهوم گسترده اى از « صبر و استقامت و شكيبايى برخورد مىكنيم كه همه چيز را شامل مىشود .
يعنى در طريق اداى اين رسالت بزرگ شكيبايى كن ، و در برابر آزار مشركان و دشمنان جاهل و نادان صابر باش ، در طريق عبوديت اطاعت فرمان خدا استقامت نما ، و در جهاد با نفس و در ميدان جهاد با دشمن شكيبا باش .
مسلم است كه صبر و شكيبايى اساس و ضامن اجراى همه برنامههاى گذشته است ، اصولا مهمترين سرمايه راه تبليغ و هدايت همين صبر و شكيبايى است ، و لذا بارها در قرآن مجيد روى آن تكيه شده است ، و به همين دليل در گفتار امير مؤمنان على ع مىخوانيم ( الصبر من الايمان كالرأس من الجسد ) : « صبر و استقامت در برابر ايمان همچون سر است در برابر تن » ! ( 3 ) .
و نيز به همين دليل يكى از مهمترين برنامههاى انبياء و مردان خدا همين
هامش
( 1 و 2 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 454 و « تفسير برهان » جلد 4 صفحه 400 .
( 3 ) « نهج البلاغه » - كلمات قصار 82 .