مرحله اول ذكر نام او است كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده .
در مرحله بعد نوبت به يادآورى ذات پاك او در قلب مىرسد ، كه در آيه 205 سوره اعراف ذكر شده است وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً « پروردگارت را در دل خود از روى تضرع و خوف ياد كن » .
سرانجام مرحله سوم فرا مىرسد ، در اين مرحله از مقام ربوبيت خداوند فراتر مىرود و به مقام مجموعه صفات جمال و جلال خدا كه در اللَّه جمع است مىرسد ، چنان كه در آيه 41 سوره احزاب مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً « اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را بسيار ياد كنيد » .
و به اين ترتيب اين ذكر هم چنان ادامه مىيابد و مرحله به مرحله تكامل پيدا مىكند و صاحب آن را با خود به اوج كمال مىبرد ( 1 ) .
در دستور دوم مىفرمايد : « دل به خدا ببند و از غير او قطع اميد كن و خالصانه به عبادتش برخيز » ( * ( وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا ) * ) ( 2 ) .
« تبتل » از ماده « بتل » ( بر وزن حتم ) در اصل به معنى « انقطاع » است ، و لذا به مريم « بتول » گفته شده ، چرا كه هيچ همسرى براى خود انتخاب نكرده بود ، و اگر به بانوى اسلام فاطمه زهرا ( سلام اللَّه عليها ) نيز « بتول » گفته مىشود به خاطر اين است كه او از زنان عصر خود از نظر اعمال و رفتار
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى جلد 30 صفحه 177 ( با اقتباس ) .
( 2 ) طبق قاعده ، « مفعول مطلق » در اينجا بايد « تبتل » كه مصدر باب « تفعل » است ذكر شود ، ولى بجاى آن مصدر باب تفعيل آمده ، اين امر علاوه بر اينكه هماهنگى آخر آيات را حفظ مىكند ، ممكن است اشاره به نكته لطيفى باشد ، و آن اينكه « انقطاع الى اللَّه » نه تمامش اكتسابى است ، و نه تمامش موهبتى است ، از يك سو تلاش و كوشش بنده پرهيزگار شرط است ، و از سوى ديگر لطف پروردگار .