و معرفت جدا و برتر ، و به حالت انقطاع الى اللَّه رسيده بود .
به هر حال « تبتل » آن است كه انسان با تمام قلبش متوجه به خدا گردد ، و از ما سوى اللَّه منقطع شود ، و اعمالش را فقط به خاطر او بجا آورد و غرق در اخلاص گردد .
و اگر در روايت از پيغمبر گرامى اسلام ص نقل شده :
لا رهبانية ، و لا تبتل فى الاسلام
« در اسلام نه رهبانيت است و نه تبتل » ( 1 ) اشاره به اين است كه ترك دنيا به آن معنى كه در ميان راهبان مسيحى معمول است در اسلام وجود ندارد آنها براى ترك دنيا هم ازدواج را ترك مىكنند ، و هم هر گونه فعاليت اجتماعى را ، اما يك مسلمان واقعى در عين اينكه در قلب اجتماع زندگى مىكند تمام توجهش به خدا است .
در بعضى از روايات ، از ائمه معصومين نقل شده كه « تبتل » به معنى بلند كردن دست در نماز است ( 2 ) ولى روشن است كه اين در حقيقت بيان يكى از مظاهر اخلاص و انقطاع الى اللَّه مىباشد .
به هر حال آن ياد پروردگار و اين اخلاص سرمايه عظيم مردان خدا در برنامه سنگين هدايت خلق است .
سپس به سومين دستور پرداخته مىافزايد : « همان پروردگار مشرق و مغرب كه معبودى جز او نيست ، او را وكيل و حافظ و ياور خود انتخاب كن » ( * ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لا إِله إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْه وَكِيلًا ) * ) .
در اينجا بعد از مرحله « ذكر اللَّه » و « اخلاص » مرحله توكل و واگذارى
هامش
( 1 ) « مفردات » و « مجمع البحرين » ماده « بتل » .
( 2 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 450 حديث 27 .