آشكار مىشود ، ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد .
آرى در آن روز همگان به سجده و خضوع در برابر پروردگار دعوت مىشوند ، مؤمنان به سجده مىافتند ، ولى مجرمان قدرت سجده را ندارند ! زيرا روحيات زشتى كه در دنيا در وجود آنها راسخ شده بود و در آن روز به روز مىكند و مانع مىشود كه در برابر ذات پاك خدا كمر خم كنند .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه روز قيامت روز تكليف نيست ، پس دعوت به سجود براى چيست ؟
پاسخ اين سؤال را مىتوان از تعبيرى كه در احاديث آمده است به دست آورد ، در حديثى مىخوانيم : « در قيامت حجابى از نور الهى برداشته مىشود ، و مؤمنان به خاطر عظمت آن به سجده مىافتند ، ولى پشت منافقان آن چنان خشك مىشود كه قدرت بر سجده را ندارند » ! ( 1 ) و به تعبير ديگر : در آن روز عظمت خدا آشكار مىگردد اين عظمت مؤمنان را به سجده دعوت مىكند و آنها به سجده مىافتند ولى كافران از اين سعادت محرومند .
آيه بعد مىگويد « اين در حالى است كه چشمهاى آنها از شدت ندامت و شرمسارى به زير افتاده و ذلت و خوارى تمام وجود آنها را دربرگرفته است » ( * ( خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ) * ) ( 2 ) .
افراد مجرم هنگامى كه در دادگاه محكوم مىشوند معمولا سر خود را به زير مىافكنند ، و ذلت تمام وجودشان را فرا مىگيرد .
هامش
( 1 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 395 حديث 49 .
( 2 ) « ترهقهم » از ماده « رهق » ( بر وزن شفق ) به معنى پوشانيدن و فرا گرفتن است .