[ سوره القلم ‹ 68 › : آيات 42 تا 45 ]
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ ‹ 42 › خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سالِمُونَ ‹ 43 › فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ‹ 44 › وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ‹ 45 ›
ترجمه :
42 - به خاطر بياوريد روزى را كه ساق پاها از وحشت برهنه مىگردد و دعوت به سجود مىشوند اما قادر بر آن نيستند ! 43 - اين در حالى است كه چشمهاى آنها ( از شدت ندامت و شرمسارى ) به زير افتاده و ذلت و خوارى وجود آنها را فرا گرفته ، آنها پيش از اين دعوت به سجود مىشدند در حالى كه سالم بودند ( ولى امروز ديگر توانايى آن را ندارند ) 44 - اكنون مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مىكنند رها كن و ما آنها را از آنجا كه نمىدانند تدريجا به سوى عذاب پيش مىبريم .
45 - و به آنها مهلت مىدهم ، چرا كه نقشههاى من محكم و دقيق است .