« عبد اللَّه » شكايت پسرش را خدمت رسول خدا فرستاد ، پيامبر ص به پسرش پيغام داد كه بگذار پدرت داخل شهر شود ، فرزندش گفت : حالا كه اجازه رسول خدا آمد مانعى ندارد .
عبد اللَّه وارد شهر شد ، اما چند روزى بيشتر نگذشت كه بيمار گشت و از دنيا رفت ! ( و شايد دق مرگ شد ) هنگامى كه اين آيات نازل شد و دروغ عبد اللَّه ظاهر گشت بعضى به او گفتند آيات شديدى در باره تو نازل شده خدمت پيامبر ص برو تا براى تو استغفار كند ، عبد اللَّه سرش را تكان داد گفت : به من گفتيد : ايمان بياور آوردم ، گفتيد :
زكات بده ، دادم ، چيزى باقى نمانده كه بگوئيد براى محمد ص سجده كن ! و در اينجا آيه * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا ) * نازل گرديد ( 1 ) .
تفسير : نشانههاى ديگرى از منافقان
اين آيات هم چنان ادامه بيان اعمال منافقان و نشانههاى گوناگون آنها است ، مىفرمايد : « هنگامى كه به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا ص براى شما استغفار كند ، سرهاى خود را از روى استهزاء و كبر و غرور تكان مىدهند و مشاهده مىكنى كه از سخنان تو اعراض كرده ، تكبر ورزند » ( * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّه لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ) * ) .
آرى در برابر لغزشهايى كه از آنها سرمىزند و فرصت توبه و جبران آن
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث - « كامل ابن اثير » جلد 2 صفحه 192 - « سيره ابن هشام » جلد 3 صفحه 302 ( با كمى تفاوت ) .