تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
كرد و گفت : اين نتيجه كارى است كه شما به سر خودتان آورديد ، اين گروه را در شهر خود جاى داديد و اموالتان را با آنها قسمت كرديد : هر گاه باقيمانده غذاى خودتان را به مثل اين مرد ( اشاره به مرد مهاجرى كه طرف دعوى بود ) نمىداديد بر گردن شما سوار نمىشدند ، از سرزمين شما مىرفتند و به قبائل خود ملحق مىشدند ! در اينجا « زيد بن ارقم » كه در آن وقت جوانى نوخاسته بود ، رو به « عبد اللَّه بن ابى » كرد و گفت به خدا سوگند ذليل و قليل تويى ! و محمد ص در عزت الهى و محبت مسلمين است ، و به خدا قسم من بعد از اين تو را دوست ندارم ، « عبد اللَّه » صدا زد خاموش باش تو بايد بازى كنى اى كودك ! زيد بن ارقم خدمت رسول خدا ص آمد و ماجرا را نقل كرد . پيامبر ص كسى را به سراغ « عبد اللَّه » فرستاد فرمود : اين چيست كه براى من نقل كرده‌اند ؟ عبد اللَّه گفت به خدايى كه كتاب آسمانى بر تو نازل كرده من چيزى نگفتم ! و « زيد » دروغ مىگويد . جمعى از انصار كه حاضر بودند عرض كردند اى رسول خدا ص « عبد اللَّه » بزرگ ما است ، سخن كودكى از كودكان انصار را بر ضد او نپذير ، پيامبر عذر آنها را پذيرفت در اينجا طائفه انصار « زيد بن ارقم » را ملامت كردند . پيامبر ص دستور حركت داد ، يكى از بزرگان انصار به نام « اسيد » خدمتش آمد و عرض كرد اى رسول خدا ! در ساعت نامناسبى حركت كردى ، فرمود : بله آيا نشنيدى رفيقتان عبد اللَّه چه گفت او گفته است هر گاه به مدينه بازگردد عزيزان ذليلان را خارج خواهند كرد . اسيد عرض كرد تو اى رسول خدا اگر اراده كنى او را بيرون خواهى راند ، و اللَّه تو عزيزى و او ذليل است ، سپس عرض كرد يا رسول اللَّه با او مدارا كنيد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي