چيز را براى فرداى قيامت از پيش فرستاده است « ؟ ( * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) * ) ( 1 ) .
سپس بار ديگر براى تاكيد مىافزايد : « از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است » ( * ( وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ) * ) .
آرى تقوى و ترس از خداوند سبب مىشود كه انسان براى فرداى قيامت بينديشد ، و اعمال خود را پاك و پاكيزه و خالص كند .
تكرار امر به تقوى ، چنان كه گفتيم ، براى تاكيد است ، چرا كه انگيزه تمام اعمال صالح و پرهيز از گناه همين تقوى و خدا ترسى است .
ولى بعضى احتمال دادهاند كه امر اول به تقوى ناظر به اصل انجام اعمال است و امر دوم به كيفيت خلوص آنها ، يا اينكه اولى ناظر به انجام كارهاى خير است ( به قرينه جمله « ما قدمت لغد » ) و دومى ناظر به پرهيز از گناهان و معاصى است ، يا اينكه اولى اشاره به توبه از گناهان گذشته است و دومى تقوى براى آينده ولى در آيات قرينه اى بر اين تفسيرها وجود ندارد ، و تاكيد مناسبتر به نظر مىرسد .
تعبير به « غد » ( فردا ) اشاره به قيامت است چرا كه با توجه به مقياس عمر دنيا به سرعت فرا مىرسد ، و ذكر آن به صورت نكره براى اهميت آن است .
تعبير به « نفس » ( يك نفر ) ممكن است در اينجا به معنى هر يك نفر بوده باشد ، يعنى هر انسانى بايد به فكر فرداى خويش باشد ، و بدون آنكه از ديگران انتظارى داشته باشد كه براى او كارى انجام دهند خودش تا در اين دنيا است آنچه را مىتواند از پيش بفرستد .
هامش
( 1 ) در اينكه « ما » در « ما قدمت لغد » موصوله است يا استفهاميه ؟ مفسران دو احتمال دادهاند ، و آيه شريفه تاب هر دو را دارد ، هر چند استفهاميه مناسبتر به نظر مىرسد .