و پيمانشكنان ديگر بر يهود بنى نضير ، ولى هرگز اين جمله ارتباطى با « قياسات ظنى » كه بعضى در استنباط احكام دينى از آن استفاده مىكنند ندارد ، و تعجب است كه بعضى از فقهاى اهل سنت براى اثبات اين مقصود از آيه فوق استفاده كردهاند هر چند بعضى ديگر بر آن ايراد گرفتهاند .
خلاصه اينكه : منظور از عبرت و اعتبار در آيه فوق انتقال منطقى و قطعى از موضوعى به موضوع ديگر است نه عمل كردن به پندار و گمان .
به هر حال به راستى كه سرنوشت اين قوم يهود با آن قدرت و عظمت و شوكت ، و با آن امكانات و استحكامات فراوان سرنوشت عبرتانگيزى بود ، كه حتى بدون آنكه دست به اسلحه ببرند در مقابل جمعيت مسلمانان كه هرگز در ظاهر به پاى آنها نمىرسيدند تسليم شدند ، خانههاى خود را با دست خويش ويران كردند ، و اموالشان را براى مسلمانان نيازمند بجا گذاردند ، و در نقاط مختلف پراكنده شدند ، در حالى كه طبق نقل تواريخ از آغاز به اين جهت در سرزمين مدينه سكنى گزيده بودند كه پيامبر موعود كتب خويش را درك كنند ، و در صف اول يارانش قرار گيرند ! و در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
كان اكثر عبادة ابى ذر رحمه اللَّه التفكر و الاعتبار :
« بيشترين عبادت ابو ذر تفكر و عبرت گرفتن بود » ( 1 ) .
اما مع الاسف بسيارند كسانى كه بايد همه حوادث دردناك را خودشان بيازمايند ، و طعم تلخ شكستها را شخصا بچشند ، و هرگز از وضع ديگران عبرت نمىگيرند .
امير مؤمنان على ع مىفرمايد : السعيد من وعظ بغيره : « سعادتمند
هامش
( 1 ) كتاب خصال مطابق نقل نور الثقلين جلد 5 صفحه 274 .