يا اينكه در بناى بعضى از خانهها مصالح گرانقيمتى وجود داشت آنها را تخريب كردند تا آنچه قابل حمل بود ببرند ، ولى تفسير اول از همه مناسبتر است .
در پايان آيه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى مىفرمايد : « پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم » ! ( * ( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الأَبْصارِ ) * ) .
« اعتبروا » از ماده « اعتبار » در اصل از « عبور » گرفته شده كه به معنى گذشتن از چيزى است به سوى چيز ديگر ، و اينكه به اشك چشم « عبرة » گفته مىشود به خاطر عبور قطرات اشك از چشم است ، و « عبارت » را از اين رو عبارت مىگويند كه مطالب و مفاهيم را از كسى به ديگرى منتقل مىكند ، و اطلاق « تعبير خواب » بر تفسير محتواى آن به خاطر اين است كه انسان را از ظاهر به باطن آن منتقل مىسازد .
و به همين مناسبت به حوادثى كه به انسان پند مىدهد « عبرت » مىگويند ، چرا كه انسان را به يك سلسله تعاليم كلى رهنمون مىگردد و از مطلبى به مطلب ديگر منتقل مىكند .
تعبير به « اولى الأبصار » ( صاحبان چشم ) اشاره به كسانى است كه حوادث را به خوبى مىبينند ، و با چشم باز موشكافى مىكنند ، و به عمق آن مىرسند .
( واژه « بصر » معمولا به عضو بينايى و « بصيرت » به درك و آگاهى درونى گفته مىشود ) ( 1 ) .
در حقيقت « اولى الأبصار » كسانى هستند كه آمادگى گرفتن درسهاى عبرت دارند ، لذا قرآن به آنها هشدار مىدهد كه از اين حادثه بهره بردارى لازم كنيد .
شك نيست كه منظور از گرفتن « عبرت » اين است كه حوادث مشابه را كه از نظر حكم عقل يكسانند بر هم مقايسه كنند ، مانند مقايسه حال كفار
هامش
( 1 ) مفردات راغب .